مكتب شيكاگو بين سالهاي 1883 و 1893 رشد كرد. پيروان آن بي نظمي جامعه صنعتي در اروپا را ناشي از كم بودن زمين در شهر مي دانند؛ بدين ترتيب الگوي روستا - شهر را براي حل مشكلات شهري ارائه مي دهند و توجه به طبيعت را نيز در سطح وسيعي مطرح مي كنند. در اين مكتب توجه به اكولوژي يا محيط طبيعي، اهميت ويژه اي دارد به طوري كه محيط انساني در دل آن مطرح مي شود.
اين مكتب از دارونيسم اجتماعي، در زمينه عامل رقابت ميان شركتها، بنگاه هاي تجاري و خانواده ها براي دستيابي به نقاط مطلوب شهر بهره مي برد و علم اقتصاد را فقط اصل مسلم انسان براي بهره گيري بيشتر و با كوشش كمتر ميداند و براي تحقق اين هدف معتقد به عدم دخالت دولت در امور اقتصادي، نفع فردي و اجتماعي و اهميت صنعت است و نيز صنعت را منشاء ثروت مي داند.

مكتب شيكاگو، در علوم اجتماعي و جامعه شناسي شهري مطرح است. ويليام لوبارن جني از بنيان گذاران مكتب معماري شيكاگو و نيز ارنست برگس و رابرت ازرا پارك از بنيان گذاران مكتب جامعه شناسي شيكاگو هستند. در همين زمان نظريه باغ شهرها بيان مي شود و هاوارد از اين مكتب بهره بسياري مي برد.

گفتني است پيش از قرن بيستم نگاه به شهر در حيطه علوم مختلف و انديشمندان گوناگون از جمله مورخين، اقتصاددانان، فلاسفه، جامعه شناسان و جغرافيدانان بود اما در قرن بيستم و بويژه از 1910 تا 1970 نگاه به شهر و بخصوص ساخت آن در تيول معماران قرار ميگيرد و موضع شهر برعكس گذشته غيرسياسي ميشود.


 امیر فرشچین به کوشش: امیر فرشچین منبع :  یک شهر