مکتب های موسیقی

مساله مکتب و سبک دارای معانی خاصی می باشند. ما تا زمانی می توانیم بگوئیم که سبک یا مکتب الف یا ب متفاوت است که این دو به لحاظ ساختار اصلی و پاره ای عوامل دیگر تفاوت های بنیانی با هم داشته باشند و اگر نه به تعداد هر نوازنده و خواننده سبک وجود دارد و در قدیم به آن لحن می گفتند اما مکتب، تعدادی از اجراهایی که به هم نزدیکند از نظر بنیانی را شامل می شود.

1. در موسیقی سازی ایران چند ردیف داریم؟

1) ردیف میرزا عبدالله

2) میرزا حسین قلی

که این دو معروفترین سبکها هستند سپس شاگردان آنها ردیف هایی را ترتیب داده اند و سبک هایی را مانند صبا و معروفی پدید آوردند و باز از شاگردان اینها سبک های دیگری پدید آمده اند و با نام خودشان این سبک ها معروف شده است و حتی این شاگردان از دو مکتب میرزا عبدالله و حسین قلی ممکن است که برداشت های مشترکی را ارایه ندهند ولی ریشه یک چیز است.

با تغییر زمان و تغییر اشکال سازها در سبک ها تفاوت ایجاد می شود. مثلا در سنتور مضراب بزرگ و سنگین و بدون نمد در موسیقی ارایه شده بوسیله سماعی بسیار تاثیر دارد و لحنی را ارایه می دهد که شاید کمی خشن به نظر برسد. اما آنها می گویند که با این نوع مضراب ما موسیقی را به صورت حماسی تر و بلورین می شنویم. هیچ واسطه ای بین مضراب و ساز وجود ندارد. پس بلاواسطه نوازنده احساس خود را با مضراب های لخت ارایه می دهد. در حالیکه در سبک پایور مضراب نمد دار می شود. و طرفداران این سبک می گویند که مضراب لخت خشونت دارد و به لحاظ تنالیته و طنین صدا با مضراب نمد دار بهتر می توان احساس موسیقی را بیان داشت.

بنابراین با تغییر کوچکی در ساختمان ساز احساس موسیقی متفاوت می شود. مثال دیگر بر روی ساز تار است که تا دوره قاجاریه کاسه ای صاف داشته است و آنرا روی سینه می گذاشتند و می گفتند صدای ساز به گوش نزدیک تر است و گویی صدای ساز از سینه بیرون می آید و ارتباط نوازنده با ساز بسیار نزدیک است و این یک سنت قدیمی است و در موسیقی مقامی آذربایجان هنوز تار را بر سینه می گذارند و در تصویر میرزا عبدالله می بینیم تار بر روی سینه است همچنین تارها دارای پنج سیم بوده اند و در این صد سال اخیر یک سیم ششم به آنها اضافه شده است مثلا در موسیقی مقامی خراسان چندین پرده به ساز اضافه شده است. یا در موسیقی مقامی تاجیکستان تنبورهای قدیمی دارای سه سیم بوده اند و حالا دارای چهار سیم هستند. پس مسلما احساس ما از شنیدن سازها با ساختمان متفاوت با هم فرق دارد. تارهای امروزی بر روی ران قرار می گیرند. پس شکل کاسه آن ها با فیزیک ساختار بدن ساخته شده و یک سیم اضافه حالتی دیگر به اجرای موسیقی داده است.

2. مکتب های آوازی:

در حال حاضر به سه نوع مکتب تهران، اصفهان، تبریز گفته می شود. در حالیکه همه این ها از یک نوع ردیف اخذ شده اند ولی تفاوت های سبکی با هم دارند و چون اجرا کنندگان این ها اهل این سه منطقه بوده اند با نام این افراد مکتب ها را خوانده اند که نمی تواند خیلی درست باشد مثلا در سبک اقبال آذر برداشتی از ردیف آوازی هست و از موسیقی ایرانی که فرقی با طاهر زاده در مکتب اصفهان یا دوامی در مکتب تهران ندارد.

اقبال آذر چون ترک بوده بعضی واژه های ترکی را در آوازش آورده زیرا اغلب اینها تعزیه خوان بوده اند و ادوات آوازی را از تعزیه گرفته بودند و عبدالله خان دوامی همان چیزی را روایت می کند که طاهر زاده و دیگران. یعنی همه این ها به لحاظ اجرای تحریر ها، تک ها، ریزها، و اکسان های شعری و سکوت ها یک امر را می گویند.